پزشکی اراک میخونم؛ یه زمستون سخت داشتم که با یه تست کوچیک ورق برگشت.
اواخر زمستون، وقتِ مرور، کامل خودم رو باخته بودم و حس میکردم به هیچی اونقدری مسلط نیستم که حتی مرور کنم.
از نوسان فیزیک که قبلاً خونده بودم یه کوییز از خودم گرفتم، و نتیجهش اونقدر امیدوارم کرد که هنوز رو دیوار جلوی میزم نوشتهش دارم. گاهی یه کوییز کوچیک کل ورق رو برمیگردونه.