پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران میخونم؛ سال دوازدهم به بالاترین کنترل روی خودم رسیدم.
فرجهی امتحانات نهایی، چندتا از امتحانهام عقب افتاد و تمام برنامهریزیهام رو بههم ریخت — دقیقاً همون چیزی که براش هیچ جایی توی برنامهم باز نکرده بودم. با این حال، سال دوازدهم برام دورهای بود که حس کردم به بالاترین نقطهی خودم رسیدم؛ بیشترین کنترل رو روی خودم، درسهام و ارادهم داشتم. استمرار و پشتکارم بیشتر از هرچیز نتیجهی برنامهریزی و تمرکز مداوم روی آزمونها بود — چیزی که شاید اثرش همون روز دیده نمیشد، ولی در بلندمدت خودش رو نشون داد.
این دوره یکی از حساسترین و طلاییترین دورههای زندگیته؛ حیفه ارزون از دستش بدی، چون بعضی انتخابها وقتی تموم شد، بیشتر از چیزی که فکر میکنی حسرتشون میمونه.