پزشکی دانشگاه تهران میخونم؛ کنکوریدرسخوندن رو یهکم دیرتر از بقیه شروع کردم.
چندبار سعی کردم شروع کنم، ولی هربار انگار یه چیزی کم بود — شاید چون در طول روز خیلی از گوشی استفاده میکردم، شاید چون هر بار میخواستم شروع کنم به این فکر میکردم که اگه قراره کسی موفق بشه، همونایین که خیلی زودتر شروع کردن و من شانسی ندارم. حتی از تابستون شروع کرده بودم، ولی هیچ نتیجهای نمیگرفتم؛ تراز و درصدام توی آزمونا پیشرفتی نمیکرد.
با مشاورم صحبت کردم و فهمیدم مشکل از برنامه نبود، از نظم و ارادهم بود. گوشی رو گذاشتم کنار و سعی کردم با اون حس منفی مقابله کنم — با خودم گفتم همهی تلاشمو میکنم، حتی اگه نتونم موفق بشم، حداقل تهش حسرت نمیخورم که اگه یهکم بیشتر تلاش میکردم میشد. بعد از کنکور هم وقتی با دانشآموزا کار میکردم، خیلیاشون رو شبیه روزای قبل از کنکور خودم میدیدم — سعی میکنم با همون تجربه کمکشون کنم.