کامپیوتر امیرکبیر میخونم؛ اگه استرسِ سرِ جلسه داری، دقیقاً میدونم تو سرت چی میگذره.
سال دوازدهم خیلی استرسی شده بودم؛ بهخاطر کوچیکترین چیزا، از حرف مدیر مدرسه تا چندتا درصد پایینتر توی قلمچی یا آزمونهای خودم، کلی استرس میگرفتم. همینجوری هر هفته رتبهم توی قلمچی پایینتر میرفت، تا جایی که دیگه نمیتونستم ادامه بدم و میخواستم کنکور ندم.
با خودم گفتم نمیشه فقط بهخاطر استرس آینده رو ول کنم؛ اگه الان کنار بکشم، بعداً چطور به خودم اطمینان کنم؟ با ایگنور کردن استرس و گاهی هم قبول کردنش، به مسیرم ادامه دادم و بالاخره سربلند بیرون اومدم.