پزشکی دانشگاه تهران میخونم؛ معتقدم آدما قبل از رسیدن به هدفشون، داخل ذهنشون رسیدن رو باور میکنن.
فکر میکنم سختترین تجربه برای من، نه در طول مسیر، بلکه خودِ قرار گرفتن داخل مسیر بود؛ یعنی همون اوایل شروع کار که شاید نمیدونستم چه شکلی باید وارد این راه طولانی بشم و اون رو به سرانجام برسونم. یا اصلاً آیا باید اون رو به سرانجام میرسوندم؟
وقتی مقصد و مسیر رو دقیقتر ترسیم کردم، عوامل منفی رو مدیریت کردم و با اراده وارد این راه شدم، از خودِ مسیر هم لذت بردم؛ اصل کار درککردن و پذیرفتنِ سختیهای مسیره — بعد از روبهرو شدن باهاشون و پشتسر گذاشتنشون، تازه میفهمی موفقیت واقعی یعنی چی.